روز قيامت خدا به مردا ميگه: اونايي كه زن ذليل بودن سمت چپ بقيه سمت راست. همه ميرن سمت چپ فقط يكي نميره. خدا بهش ميگه چرا تو نرفتي اونور؟ ميگه: خانومم گفته اينجا وايسا
**************اولي:بهشت بهتر يا جهنم؟
دومي:فرقي نميكنه
اولي: چرا
دومي چون هردوجا رفيق دارم
**************
يه روز يه ... تو يك خيابان يكطرفه با ماشينش بر خلاف جهت ماشين هاي ديگه شروع به حركت ميكنه
افسره جلويش رامي گيرد بهش ميگه خانم كجا ؟
خانم مگيه نميدونم جدي نمي دونم فقط ميدونم هرجا دارم مي رم خيلي دير شده چون همه دارند برميگردند
***************
يه روز يه سير با پياز دعواشون ميشه سيره به پيازه ميگه حيف كه
سيرم وگرنه ميخوردمت
*****************
يه مرد از دوستش مي برسه:
تو بعد از 14 سال از ازدوتجت, هنوز زنت رو عزيزم صدا ميزني؟
دوستش جواب ميده: اخه اسمش رو يادم رفته!!
**************
يه اصفهانيه به دوستش ميگه : حسن خودکار داري . ميگه نه جوهرش تموم شده . به اون يکي دوستش ميگه : مجتبي مداد داري ميگه نه مدادم نوکش شکسته . اصفهانيه ميگه اي بدبختا حالا بايد از خودکار خودم استفاده کنم........
*******************
وقتي تو لرستان فيلم شام اخر را پخش مي كند...
لرا با قابلمه به سينمامي روند
**************
به لره ميگن بين شما لرا آدم مشهورم پيدا ميشه؟
ميگه آره ميگن كيا؟ ميگه:
هيتلر-صوفيا لره-لر هاردي-شاه لر
*************
يك نفرمي ره زيراب استخر كاشي هاي كف استخرراميشمارد ميپرسندزيراب چه كارميكردي ميگويدافرين به اين كاشي كار چه نفسي داشته!من يك ساعت زيراب بودم نتوانستم بيشترازبيست تاكاشي بشمارم
*********************
گفتم اي يار گفتي زهرمار
گفتم ازعشق تومن بيمارم گفتي مگه من پرستارم
گفتم ازعشق تومن ميميرم گفتي مگه من مرده شورم
گفتم مراچقدردوست داري گفتي اندازه ستاره هاي اسمان
درآسمان نگاهي كردم ديدم هيچ ستاره اي نبود
|
+| نوشته شده توسط
شیما جلب در جمعه 19 بهمن1386
|